تبليغاتX
عشق لالایی بارون تو شباست


سه ستاره ی جاودانه

نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:14 توسط مژی |

اگه گفتید این کدوم هنرمنده؟راهنمایی : یه خوانندست

نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:6 توسط مژی |

دو اسطوره که ای کاش با هم می ماندند

نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 0:1 توسط مژی |

این هم یه عکس قدیمی

نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:57 توسط مژی |

این هم ترانه ی ما به هم نمی رسیم گوگوش عزیز

ما به هم نمي رسيم
مثل خورشيديم و ماه
تن تو خاك بهشت
تن من پر از گناه

تويي يك روز بهار
يار تو خورشيد گرم
من شبي بي همد مم
يك شب سرد و سياه

من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه

تويي يك مرغ سپيد
عاشق چشمه و رود
من گل آلوده و تلخ
قطره آبي ته چاه

تويي در راه سفر
سفري دور و دراز
تن بي قدرت من
عاجز از اين همه راه

من به دنبال تو با پاي برهنه
تو جوون و تازه اي من پير و كهنه
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 19:45 توسط مژی |

خبر

سلام دوستان عزیز

اگه موافق باشید می خوام پوستر خوانندگان و هنرمندان ایرانی و خارجی رو در وبلاگم قرار بدم

نظرتون چیه؟؟

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 16:2 توسط مژی |

این هم اهنگ عزیزم تقدیم به همه ی شما عزیزان

عزیزم توجاده فدا شدن
اونکه هرگز نمی شه خسته منم
اونیکه با صد امید و آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم
اونیکه با صد امید و آرزو
دلشو بسته به عشق تو منم

آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو

تا ندای عشق رسید بر من
تا ندای عشق رسید بر من
شوق زندگی دمید بر من
شوق زندگی دمید بر من

آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو

می خوام تو دریای چشات تا جون دارم شنا کنم
می خوام حساب خودمو از عاشقا جدا کنم
فدا شدن برای تو دلیل زنده بودنه
می خوام عشق و جنونمو لایه قصه ها کنم
می خوام عشق و جنونمو لایه قصه ها کنم

آخه تو پاک و نجیبی
تو یه احساس عجیبی
نکنه فرشته ای تو
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 16:20 توسط مژی |

ترانه ی یه روزی منصور عزیز که البومش به تازگی اومده.براش ارزوی موفقیت میکنم

یه روزی                          

                        

                                                       نزار توی بازی زمونه ببازیم

                            یه روزی یه روزی دوباره تورو میبینم

                                                       میدونی عاشق ترینم

                           یه روزی میشه دوباره

                                                      دوباره تورو میبینم

                           همونی میشه که میخوام

                                                      میدونی عاشق                            

                

            

                 
یه روزی می شه دوباره
دوباره تو را می بینم
همونی می شه که می خوام
می دونی عاشق ترینم
یادم نمی ره وقتی که با گریه رفتی
دردی کشیدم از احساس بی پناهی
جونی می گیرم با ضربان قلب تو
برای دلتنگیات بمیرم الهی یه روزی یه روزی
دوباره تو را می بینم می دونی عاشق ترینم
یه روزی می شه دوباره
دوباره تو را می بینم
همونی می شه که می خوام
می دونی عاشق ترینم
تو هم مثل من یه روز خوشی ندیدی
اما می دونم به هم می رسیم یه روزی
غصه نخور امروز من وتو می گذره
نذار توی بازی زمونه بسوزیم یه روزی یه روزی
دوباره تو را می بینم می دونی عاشق ترینم
یه روزی می شه دوباره
دوباره تو را می بینم
همونی می شه که می خوام
می دونی عاشق ترینم
عاشقی من و تو با اینکه در به در شد
لحضه به لحضه من به یاد تو به سر شد
به تو وجودم وابسته تر شد
یه روزی می شه دوباره
دوباره تو را می بینم
همونی می شه که می خوام
می دونی عاشق ترینم
یه روزی می شه دوباره
دوباره تو را می بینم
همونی می شه که می خوام
می دونی عاشق ترینم

نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 15:50 توسط مژی |

گاهی وقتا همین حیوونا به ما ادما چیزاییو یاد میدن که مازشون غافلیم

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 9:57 توسط مژی |

این عکس خیلی تاسف باره اگه دوست مورد اعتمادت با تو این کارو کنه چی کار میکنی؟میخوام نظرتو بدونم

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 22:33 توسط مژی |

تو که نیستی

 تو كه نيستی دل من مثل گلهای پر پر
تو كه نيستي همه جاگريه با من همسفره
تو كه نيستی با دلم تك و تنها ميشينم
چشمهای قشنگتو لای ابرا ميبينم
هی ميخوام دست ببرم ابرا رو پاره كنم
تا سحر نگات كنم غمم رو چاره كنم

تو كه نيستی خونمون مثل يه قاب خاليه
هنوزم جای پاهات روی گلهای قاليه
تو كه رفتی آيينه عشق من شكست و مرد
شب اومد خورشيدمو پشت كوه غصه برد
يادمه اون شب سرد اون شب پر غم و درد
ما ز هم دور ميشديم آسمون گريه ميكرد
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 1:46 توسط مژی |

دیالوگ بهروز وثوقی جلوی آینه در فیلم طوقی

این لقمه‌ایه كه تو تو سفره ما گذاشتی. وگر‌نه من كجا و شیراز كجا؟ سرتو درد نیارم دایی. این دل لاتوری خودشو باخته. دایی؟ با توام. پاك آق مرتضی افتاده تو هچل. نه راه پس داره نه راه پششش! دایی مصطفی! هر چی خودمو زدم به اون راه، دله دست‌بردار نشد. صد رحمت به صد تا نیش چاقو. همچی زُق‌زُق می‌كنه... همچی زُق‌زُق می‌كنه كه چار ستون بدنم می‌لرزه. تو مایه‌های نامردیه. نالوطی هیچی سرش نمی‌شه. یك بی‌آبروییه كه دویمیش خودشه. بدجوری خودشو باخته. رسوای علاف. فهمیدی؟ راحتت كنم، كار آقا مرتضی افتاده دست یه الف دل. چی بگم پاك... پاك نالونه. اینارو نخونده بودم.  این دیگه چه رنگشه، حیرونم... یه آدم گنده باهاس بشه نوچه‌ی یه وجب دل. آخه چرا باهاس همچی باشه؟ كی گفته؟ مگه من كیم؟ كی گفته یه جوجه دل بشه اختیاردار آدمیزاد؟ دایی! اینو هم بگم، آدم... آدم  مثلاً من اینو می‌خوام اونو می‌خوام نداره. باهاس دید كه... باهاس دید كه اون صاب‌مرده چی می‌خواد. این... این... این درست نیس دایی... درست نی... دایی، كار از یه جا خرابه. حالا از كجا خرابه، باهاس اون وخت گرفت از اوساكریم پرسید... دختر شیرازی، دل مارو بردی... بردی دل ما، غم ما نخوردی... چی بگم؟ آره... آره... مگه من كیم؟ د درسته، حالیمه. من نه، تو. ..آره، تو... تو كه سرت تو حسابه... چی؟ آره مچلیه... مچلیه... چی میگه چشات دایی؟ چی میگه اون چشات؟ آره، ریتنتنه! آره من سیا شدم... سیا شدم... خیله خب، مگه من، مگه من مگه من كیم؟ چرا به من میگی، مگه من كردم؟ مگه من گفتم؟ مگه من خواستم؟ من كه سرم تو كفترام بود... كفترام... تو.. تو.. تو منو راهی شیراز كردی... تو... دایی تو منو هوایی كردی... كفترام

نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 7:27 توسط مژی |

شانهایت

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم
خالی از خودخواهی من برتر از آلایش تن
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم

عشق صدها چهره دارد عشق تو آیینه دارد
عشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارم
در خموشی چشم من را قصه ها وگفت وگو هاست
من تو را درجذبه ی محراب دیدن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گريه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

در هوای دیدنت یک عمر در چله نشستم
چله را در مقدم عشقت شکستن دوست دارم
بغض سر گردان ابرم قله ی آرامشم تو
شانه هایت را برای گريه کردن دوست دارم
من تو را بالاتر از تن برتر از من دوست دارم
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم دوست دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 7:18 توسط مژی |

ديگه گريه دل رو وا نميکنه

زندگی با آدماش برای من يه قصه بود
توی اين قصه كسی با كسی آشنا نبود
همه خنجر توي دست و خنده روي لبشون
توی شب صدایی جز گريهء بی صدا نبود

نمی خوام مثل همه گريه كنم
ديگه گريه دلو وا نمي كنه
قصه های پشت اين پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی كنه

قصهء ماتم من هر چی كه بود هر چی كه هست
قصهء ماتم قلب خستهء يه آدمه
وقت خوابه ديگه ديره نمی خوام قصه بگم
از غم و غصه برات هر چی بگم بازم كمه

نمی خوام مثل همه گريه كنم
دیگه گريه دلو وا نمی كنه
قصه های پشت اين پنجره ها
غمو از دلم جدا نمی كنه

نوشته شده در پنجشنبه هشتم تیر 1385ساعت 5:2 توسط مژی |

اخه دل من(محسن یگانه)

متن ترانه
تو آينه خودتو ببين چه زود زود
توي جووني غصه اومد سراغت پيرت كنه
نذار كه تو اوج جووني غبار غم
بشينه رو دلت يهو پير و زمين گيرت كنه
منتظرش نباش ديگه اون تنها نيست
تا آخر عمرت اگه تنها باشي اون نمياد
خودش ميگفت يه روزي ميذاره ميره
خودش ميگفت يه روز خاطره هاتو ميبره از ياد
آخه دل من دل ساده من تا كي ميخواي خيره بموني به عكس روي ديوار
آخه دل من دل ديوونه ی من ديدي اونم تنهات گذاشت بعد يه عمر آزگ
ديدي اونم رفت اونم تنهات گذاشت رفت
تو موندي و بي كسي و يه عمر خاطره پيش روت
ديگه نمياد ديگه پيشت نمياد
از اون چي موند برات به جز يه قاب عكس روبه روت
آخه دل من دل ساده من تا كي ميخواي خيره بموني به عكس روي ديوار
آخه دل من دل ديوونه ی من ديدي اونم تنهات گذاشت بعده يه عمر آزگار
تا كي ميخواي بشيني به پاش بسوزي
تا كي ميخواي بشيني چشم به در بدوزي
در پي پيدا كردن كسي برو
كه فقط واسه خودت بخواد تورو
در پي پيدا كردن كسي برو كه فقط واسه خودت بخواد تورو
نوشته شده در شنبه سوم تیر 1385ساعت 0:7 توسط مژی |

قسمتی از دیالوگ بهمن مفید در فیلم قیصر

من بودم حاجی نصرت رضا پونصد علی فرصت آرهو اینا خیلی بودیم کیریم آقامونم بود.

 

آره از ما نه از اونا آره که بریم دوا خوری. تو نمیری به موت قسم ما اصلا تو نخ این صوبتا نبودیم.

 

خلاصه نه گاز دنده جلو متل قو دربند اومدیم پایین. یکی چپ یکی راست یکی بالا یکی پایین آبجوو عرق نشستیم

 

رو تخت.پیک اولو رفتیم بالا سلامتی رفقا لول لول شدیم .دومی رو رفتیم بالا سلامتی جوع پاتیل پاتیل شدیم.

 

اومدیم سومیرو بریم بالا که اصغر نامرد ساقی شد گفت بریم بالا مام رفتیم بالا گفت سلامتی مهتی.

 

تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم این جیب نه اون جیب نه جیب ساعتی ضامن دار رفتم

 

 اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن.پریدم تو متل قو سر کوچه مهران کنج دیفال یارو گندهه

 

این هوا هیکل واسساده بود.زد تو سینم رفتم عقب اومدم جلو گفتم هتته گفت عفت گفتم نامرداش دومی رو از اولی

 

قایمتر زد.خلاصه سرتو درد نیارم این جیب نه اون جیب نه جیب ساعتی ضامن دار رفتم که بیام

 

دیدم یه پس خوردم درمونگام.آره تو نمیری به موت قسم ما به همه گفتیم زدیم شومام بگید زده.

 

خوبیت  نداره در و همسایه  خودتون که واردین .ایولله.

 

نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 22:43 توسط مژی |

همسفر(تقدیم به مریم و بهاره)

تو از كدوم قصه اي كه خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنيته
تو از كدوم سرزمين تو از كدوم هوايي
كه از قبيله ي من يه آسمون جدايي

اهل هر جا كه باشي قاصد شكفتني
توي بهت و دغدغه ناجي قلب مني
پاكي آبي يا ابر نه خدايا شبنمي
قد آغوش مني نه زيادي نه كمي

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستني هر چي كه هست
تو بخواي من قانعم

اي بوي تو گرفته تن پوش كهنه ي من
چه خوبه با تو رفتن رفتن هميشه رفتن
چه خوبه مثل سايه همسفر تو بودن
هم قدم جاده ها تن به سفر سپردن

چي مي شد شعر سفر بيت آخرين نداشت
عمر پوچ من و تو دم واپسين نداشت
آخر شعر سفر آخر عمر منه
لحظه ي مردن من لحظه ي رسيدنه

منو با خودت ببر اي تو تكيه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من حريص رفتنم
عاشق فتح افق دشمن برگشتنم

منو با خودت ببر منو با خودت ببر
نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 22:34 توسط مژی |

سلامی دوباره

سلام به دوستای مهربونم

امیدوارم که از این وبلاگ خوشتون اومده باشه ببخشید اگه یه ذره ابتداییه (اونم به حساب بی تجربگیم بزارین)

در ضمن اگه متن ترانه ای رو می خواین می تونین رو من حساب کنین

نوشته شده در سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 21:46 توسط مژی |

قسم

قسم به روی ماه تو نگاه بیگناه تو
قسم به سرمه چشات قسم به بوسه لبات
قسم به تار موی تو به عشقو ابروی تو
قسم به ارزوی تو دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن

بازم قسم به جون تو به قلب مهربون تو
دارم میام به سوی تو تاکه ببوسم روی تو
قسم به قران مجید با یک سبد گل سفید
با یک دلی پر از امید دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
قسم به جون مادرم اینه کلامه اخرم
که عشقت نمیره از سرم دارم میام به سوی تو
دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن

قسم به روی ماه تو نگاه بیگناه تو
قسم به سرمه چشات قسم به بوسه لبات
قسم به تار موی تو به عشقو ابروی تو
قسم به ارزوی تو دارم میام به سوی تو دارم میام به سوی تو
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
تو رو به خدا قسم منو فراموش نکن
به عشقو وفا قسم منو فراموش نکن
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:26 توسط مژی |

مهم نبود

متن ترانه
من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم

ای عشق راه دور من
شکسته دل مغرور من
حادثه رفتن تو بود
مهم نبود غرور من
مهم نبود شکستنم
به پای تو نشستنم
مهم تو بودی عشق من
نه قصه ی دل بستنم

من بی تو یه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تونذ ار بمونم
من بی تو نه نمیتونم
من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم

جای تو آغوش منه
این معنی دوست داشتنه
رفتی و خاطراتتو
قلبمو آتیش میزنه
اشکام به وقت رفتنت
عذاب تلخ باختنت
ارزششو داشت عشق من
معجزه ی شناختنت
مهم نبود دل سوختنم
دور از تو پر پر زدنم
به افتخار عشق تو
می گم که بازنده منم
مهم نبود دل سوختنم
دور از تو پر پر زدنم
به افتخار عشق تو
میگم که بازنده منم

من بی تویه ناتمومم
من بی تو یه نیمه جونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمی تونم
من بی تو یه بی نشونم
من بی تو رو به جنونم
دور از تو نذار بمونم
من بی تو نه نمیتونم
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1385ساعت 18:45 توسط مژی |


موضوعات


لينك دوستان